محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

397

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و صيف : هنگام رسيدن آفتاب است به همان حركت خاصّهء خود به نقطهء رأس السرطان و « 1 » سير نمودن در آن تا رسيدن به نقطهء آخر سنبله . و خريف : از ابتداء رسيدن آفتاب به نقطهء اوّل ميزان تا به رسيدن به آخر نقطهء قوس . و شتا : از هنگام رسيدن آن است به نقطهء رأس الجُدَى و انتهاى سير آن تا نقطهء آخر حوت است كه باز از اوّل حمل ، دوره را از سر گيرد . و بالجملة ، دوازده برج را چهار قسمت نموده‌اند كه هر قسمى سه برج باشد : بروج ربيعيه ، حمل و ثور و جوزاند و در ابتداء آن ، شب و روز مساوى است و ابتداء گرمى هوا است . و به تدريج شب كوتاه گردد و روز بلند و گرم‌تر « 2 » تا به « نقطهء اوّل « 3 » سرطان » رسد كه نهايتِ طولانى روز و كوتاهى شب و گرمى هواست كه آن روز را روز « باحورا » نامند . بعد از آن ، بروج صيفى است كه سرطان و اسد و سنبله باشند . و در اين‌ها هوا نيز در شدّت گرمى است ؛ به تدريج از روز مىكاهد و به شب مىافزايد . و از سنبله رو « 4 » به سردى مىآورد تا به نقطهء سر ميزان كه باز شب و روز با هم مساوى مىگردند و هوا ميل به اعتدال مىنمايد . و بعد از آن ، بروج خريفى است كه ميزان و عقرب و قوس باشند . و در اين‌ها به تدريج از روز مىكاهد و گرمى كم مىگردد و به شب مىافزايد تا رسيدن به نقطهء « رأس الجُدَى » كه نهايت طول شب و كوتاهى روز و سردى هواست و اين شب را « شب يلدا » مىنامند . و بعد از آن بروج شتائى است كه جُدَى و دَلو و حُوت باشند . و در اين‌ها به تدريج از شب مىكاهد و به روز مىافزايد و هوا بسيار سرد مىباشد تا به نقطهء سر حمل رسد كه باز شب و روز با هم مساوى گردند و هوا به اعتدال آيد و دوره را باز از سر گيرد و همچنين و « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » . « 5 »

--> ( 1 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . الف : گرم و تر . ( 3 ) . ب : ( اوّل ) حذف شده . ( 4 ) . ب : روز . ( 5 ) . سورهء انعام ، آيه 96 .